سلام
.......
سینه کو؟ اینجا مزار لاله های پر پر است
پلک هایم در نبود ات مجمر خاکستر است
چار سوی جاده طی شد از سکوت ما دوتا
یک کمی لبخند کن این ایستگاه آخر است
وقتی از چشم تو افتیدم دلم صد پاره شد
روزگارم شام تار مکه ، بی پیغمبر است
خانه ، خلوت ، کوچه بی تو می کفد از انتظار
سینه آتش ،کفتر امید بی بال و پر است
بی تو پرشد جاده های شهر از درد و ترور
عشق را در شیشه می بینم که چشمانش تر است
+ نوشته شده در دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت 15:38  توسط زبیر هجران قاسمزاده
|
