تبليغاتX
چتر کاهی پاییز

چتر کاهی پاییز

شعر...

 سلام به همه ی عزیزان و یاران فرهیخته ...

 

می میرد...

کسی هر روز می بندد دلش را با غل و زنجیر

کسی هر روز، دربیهودگی  با خویشتن درگیر

 

کسی هر شب ستاره می تکد از چشم های خود

نکرده خواب هایش را برای آسمان تفسیر  

 

کسی با دست های عاشق و با روح سرگردان

تمام شهر را پر می زند با کفتر تقدیر

 

کسی در هر نفس جان می دهد در دست های خود

کسی تنهاترین مرد است در آیینه ، در تصویر

 

کسی دست از گریبان دل خود بر نمیدارد

تمام عمر درگیراست با دیوانه گی درگیر

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 آبان1388ساعت 9:28  توسط زبیر هجران قاسمزاده  | 

...

 

خمچه ی گل ، غزل سیب ، کبوتر بارید

پرزدی پرده به رقص آمد و باور بارید

 

پرزدی خلوت من سبزتر از رویا شد

پرزدی شهپر جبریل ، پیمبر بارید

 

پرزدی سینه ی من شهر پرستوها شد

پرزدی غوچی چشمان تو بر سر بارید

 

پر زدی کفتر افتیده ی شوقم پرزد

پر زدی در برم از چارطرف پر بارید

 

+ نوشته شده در  شنبه 9 آبان1388ساعت 14:22  توسط زبیر هجران قاسمزاده  |