۴
مرا بر هم زدی با صور اسرافیل چشمانت
قیامت هاست در هر واژه ی انجیل چشمانت
پیمبر های احساسم سراپا محو گردیدند
میان خلوتم رقصید تا جبریل چشمانت
لب فرعونی ام از تشنه گی دم بر نمیدارد
کمی بگذار تا نوشد ز موج نیل چشمانت
فلسطین خیالات مرا پر پر نمود آخر
ترورست جنون انگیز اسراییل چشمانت
دلم کم کم زیارتخانه ی شوق نگاه ات گشت
بیا بگذار تا از بر کنم انجیل چشمانت
+ نوشته شده در دوشنبه 8 تیر1388ساعت 15:35  توسط زبیر هجران قاسمزاده
|
