با سلام خدمت دوستان فرهیخته و گرامی ام
نو روز تان مبارک
غزل از گونه هایت می چکد ای چهره آیینه
و آهو می چرد در باغ پلک ات یار دیرینه
ببین لبخند رستم افگن ات محشر به پا کرده
گره خورده به چشمان ات نگاه مست تهمینه
ببین شیرین ترینم ...! تیشه ی یاد ترا عاشق
به جای بیستون می کوبد هرشب بر سرو سینه
بهشت از هرنگاهت می وزید اما ببین حالا
بدون تو جهنم گشته صبح و شام آدینه
کنار سیب سرخ و خوشه ی انگور پروانی
ترا هرصبح می بینم ترا در آب و آیینه
