تبليغاتX
چتر کاهی پاییز

چتر کاهی پاییز

شعر...

این بارسه رباعی ...

تا دور و بر گونه ی زیبات تر است

روزم شب و مهتاب شب ام در بدر است

از بسکه زآموی غم ات  لبریزم

زنگم به چی پیمانه نگه کن که کر است

 

شامی که مرا میان آتش دیدی

بر دهکده ی قوغ دلم خندیدی

دیدی که دو شهر پرشد از دود تنم

آنگاه ز کرده های خود شرمیدی

 

بین من و توحرف نهانی  باقیست

تصویر پراز  وهم  وگمانی باقیست

یک سیب و دو نیمیم بیا دیوانه ...!

این چیست که از دیر زمانی باقیست

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 آذر1387ساعت 12:25  توسط زبیر هجران قاسمزاده  |