تبليغاتX
چتر کاهی پاییز

چتر کاهی پاییز

شعر...

سلام به دوستان خوبم ...

دوبیتی  یکی از وزن هایست که خیلی دوست اش دارم و خودم را در سرایش آن وقتی میایند راحت احساس میکنم .

این بار با چند دوبیتی درویشانه که تازه سروده ام در خدمت تان هستم  این ها را برای آنهای که مانند من به اصطلاح بچه های کابل  "در" گرفته اند تقدیم مینمایم . هرجای که هستید شمشاد بمانید !

۱

سراسیمه پریشانم نمودی

ز آتش کرته در جانم نمودی

من از اول چنین هرگز نبودم

نگه کن تیت و پاشانم نمودی

۲- 

چرا لب بسته ای خاموش و خسته

چرا اینگونه ای زار و شکسته

چرا در چشمهای نازنین ات

دو تای دریای خاموشی نشسته

۳-

دو دیده تا نگاهان تو دیده

نفس از حس پلکانم پریده

عجب کاری نموده حضرت حق

که خودرا در دو چشمانت کشیده

۴-

نگاهت در سراپایم دویده

ز تو پرگشته سرتاپای دیده

ترا در سرزمین یادهایم

خدا آبی تر از آمو کشیده

  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت 14:5  توسط زبیر هجران قاسمزاده  | 

این هم بعد از دیر وقت ها

۴

در قاب نگاهان تو یک جفت قناریست

تصویر پر از نشه ی تریاک مزاریست

صد بار مرا کشته نگاهان عزیز ات

انگار دو چشمان تو آهوی شکاریست

مانند هوا ، مثل نفس،  همچو نسیمی

در دور و برم خنده ی احساس تو جاریست

گل کرده ای با چادر سبزت به دو دیده

امروز عجب قامت تو سبز و بهاریست

در بستر پلکان تو تفسیر اوستاست

زردشت به چشمان نجیبت متواریست

فرهاد تو با تیشه ی سوازده عمریست

در معرکه ی عشق پر از لحظه شماریست

هرچیز که هستی غزلی ، سبزه ،  ای یا سیب !

محو تو ام و چشم تو تصویر قناریست

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 شهریور1387ساعت 10:50  توسط زبیر هجران قاسمزاده  |