این روزها درگیر امتحانات دانشگاه هستم از اینکه دیر تر بروز میشوم ببخشید.
۵
در دشت چشمهاي تو آهو كشيده اند
تصوير يك تلاطم جادو كشيده اند
در مرز پلكهاي تو اي شعر اي غزل
يك كهكشان غزل نه كه آمو كشيده اند
تو چيزي ديگري كه بيروني ز فهم من
در چشمهات نرگس خوشبو كشيده اند
در ماوراي دشت و خيابان زندگي
از قامت بلند تو ناژو كشيده اند
تا حس سبزه از نگه ات پر زند به دشت
احساس سرخ لاله ي خود رو كشيده اند
پيش ازتو آبهاي جهان آبرو نداشت
از قاب چشمهاي تو آمو كشيده اند
