تبليغاتX
چتر کاهی پاییز

چتر کاهی پاییز

شعر...

۷

وقتی که ماه افتید در پای چشمهایت

مژگان شب فروبست درهای چشمهایت

وقتی نگاه کردی امواج قلب شاعر

با شعر نقش میکرد دریای چشمهایت

آره سه نقطه... پیهم با درد  عشق دوری

سیگار - دود آتش صهبای چشمهایت

آهوست سر به زانو در پیش نرگسانت

ای نازنین چی دانی معنای چشمهایت

شاید نکرده ای حس ای کهکشان هستی

خاموشی و من دل غوغای چشمهایت

همچون کویری لوت خشکیده است رگهام!

بگذار تا بنوشم  گنگای  چشمهایت

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 9:56  توسط زبیر هجران قاسمزاده  | 

 ۶

در تو هزار آمو در تو هزار دریا

در من دو نیل آتش در من دو درد موسا

در من هزار گیتار -اما شکسته بسته

در تو دو تا بنارس در تو دو هند بودا

در من دو جنگل افسوس در من دو کوچه فریاد

در تو دو باغ امید در تو صدای فردا

در چشم تو اوستا در دست تو مسیحا

در من هزار نفرت صد درد بی سر و پا

در من کویر کابل غرق است تا به بغداد

در تو هزار "کاهل" در تو  هزار "گنگا "

در من دو چاه -کنعان در من دو درد پنهان

در تو عزیز مصری چشمان پر زلیخا

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 اسفند1386ساعت 9:7  توسط زبیر هجران قاسمزاده  |