تبليغاتX
چتر کاهی پاییز

چتر کاهی پاییز

شعر...

حلول عید قربان  را پیش از پیش  به همه ی شما عزیزان فرهیخته  در هرجای دنیا که هستید مبارک گفته روزهای خوش و سبز را برای تک تک تان خواهانم .

                              شمشاد باشید.

 

این هم تقدیم همه تان ...

 

       "۴"

رفتی و هوس در بدنم باقی ماند

صد حرف میان دهنم باقی ماند

رفتی و ولی عطر تن سیمین ات

در حافظه ی پیرهنم باقی ماند

 

           "۳"

با یک سبدی انار از راه رسید

دامن دامن بهار از راه رسید

یک بقچه پر از وفا به زیر بغلش

آیینه بدست -نگار از راه رسید

 

           

 

            "  ۲   "

لب:همرنگ انار کندهاری

تبسم:کیف تریاک مزاری

به یاد چشمهای نازنین ات

کمر بسته کسی در انتحاری

 

 "  ۱   "

برایت یک نفر صد گونه سر داد

دلش را شاخه کرد و با تبر داد

ولی چشم ترورست سیاه ات

مرا تاک شمالی گفته در داد

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 آذر1386ساعت 14:27  توسط زبیر هجران قاسمزاده  | 

 

پدرود تا ختم امتحانات دانشگاه .           

              "انگور چاریکاری"

قند دهانت امشب چون سیب کندهاریست

یا اینکه از لبانت آب انار جاریست

 

از بسکه شهره گشتی در شرق و غرب کابل

گویی که حس دستت انگور چاریکاریست

 

از پلکهات امشب صد قهوه خانه مست است  

چشمان نازنینت مصروف می گساریست

 

از سمت گیسوانت باد که شب وزیده

آورده عشق مستی- هرآنچه - بیقراریست

 

در جنگل نگاهت گم گشته روح شاعر

گویی که در دوچشمت آوای صد قناریست

 

با یک تبسم امشب مارا خمار کردی

انگار خنده هایت چون شیرک مزاریست

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 آذر1386ساعت 14:7  توسط زبیر هجران قاسمزاده  | 

به سید قیس "دهزاد" نازنین شاعر فرهیخته انسان متواضع که دیشب از جمع ما به حق پیوست .

روحش شاد و یادش گرامی ...

برهم زدی تمام هوس ها و حال من

هی! قتل عام شد همه خواب و خیال من

"تنها ترین مسافر گم کرده راه عشق "

ثبت است در جریده ی قال و مقال من

شب ها سرد و یخ زده آخر شدند ... نه !

تقویم درد گشته همه ماه و سال من

یک فال گیر پیر به دستم چودید گفت :

اشک است ٬ گریه است سراپای فال من

دل میتپد که پر بزند در حوالی ات

اما تکیده عشق ز پرها و بال من

کنجشک های در بدر و لانه سوخته

حس می کنند عاطفه ی بال بال من

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 آذر1386ساعت 10:53  توسط زبیر هجران قاسمزاده  |